تبليغاتX
دبیرستان میثاق1
صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
دبیرستان میثاق1
www.misagh-ma.tk or www.misagh-ma.orq.ir
محمدرضا سه شنبه نوزدهم بهمن 1389
 
   مدرسه به روایت تصویر

این دبیرستان در سال 1361 تاسیس شده است  و از همان سال تا کنون به عنوان دبیرستان پر افتخار ناحیه و استان شناخته شده و مقام های بسیار خوبی را کسب کرده است.

محمدرضا چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391
                    

ادامه مطلب...
محمدرضا چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391
                 

                                              قسمت ۲۲ از فصل سوم اضافه شد



ادامه مطلب...
محمدرضا جمعه هجدهم فروردین 1391

از سه نفر هرگز متنفر نباش :فروردینی ها، مهری‌ها، اسفندی ها
چـون بهتـرین هستند.

سه نفر را هرگز نرنجون :
اردیبهشتی ها، تیری ها، دی ـی ها
چـون صادق هستند.

سه نفر رو هیچوقت نذار از زندگیت بیرون برن :
شهریوری‌ ها، آذری‌ ها، آبانی ها
چـون به درد دلت گوش میدهند.

سه نفر رو هرگز از دست نده :
مردادی ها، خردادی ها، بهمنی ها

چـون دوست  واقعی هستند.




خداییش درست گفته واسه من که درسست جواب داد...

محمدرضا یکشنبه ششم فروردین 1391

[ سریال فوق العاده زیبای Supernatural ، محصول ۲۰۰۵ , ۲۰۱۱ آمریکا ]

|| در حال پخش از شبکه CW ||

|| دانلود با لینک مستقیم ، شش فصل کامل، فصل هفتم قسمت ۱۷ , زیرنویس فارسی||

supernatural ver8 دانلود سریال Supernatural با لینک مستقیم

 

ژانر : درام , فانتزی , ترسناک

کیفیت: عالی

فرمت: mkv

حجم: میانگین هر قسمت ۱۷۰ مگابایت

امتیاز : ۸٫۸/۱۰

زبان : انگلیسی

زیرنویس فارسی : دارد

بازیگران : Jared Padalecki, Jensen Ackles , Jim Beaver , Jim Beaver , Misha Collins

خلاصه داستان : سوپرنچرال داستان سم وینچستر (جرد پادالکی) و دین وینچستر (جنسن اکلس) را بیان میدارد، دو برادری که با موجوداتی می جنگند که اغلب مردم اعتقادی به وجود آنها ندارند.

فصل اول سریال

خلاصه داستان فصل اول : فصل اول با حمله یک شیطان به مادر سم و دین آغاز می‌شود. پدرشان در حین یک شکار، گم شده است. دین، کمک سم را می خواهد ولی سم به علت مسائل قبلی با پدرش، نسبت به رفتن با دین بی میل است. سرانجام سم برای کمک، موافقت می‌کند و برادرها رهسپار می شوند. زمانی که به دنبال پدرشان می گشتند، جس، دوست دختر سم، طی حادثهٔ ماورا طبیعی مشابه حادثه ایی که به زندگی مادرشان پایان داد، کشته می شود. سم به علت ناتوانی در محافظت از او، احساس گناه می‌کند و در نتیجه از دانشگاه خارج می‌شود تا چیزی که دوست دخترش را کشته است، شکار کند. در قسمت “ماری خونی” آشکار می‌شود که سم هفته‌ها قبل از آنکه این اتفاق بیافتد، اخطارهایی را دریافت کرده بود. طی جست و جو برای چیزی که جس و مادرشان را کشته است، سم و دین به دنبال پدرشان می گردند و از طریق جنگ با شیطان ماورا طبیعی به دیگران کمک می کنند. آنها به همه جای کشور سفر می کنند و به تدریج مدارکی را می یابند. در نهایت پدرشان را می یابند که می گوید موجودی را که آنها به دنبال آن هستند یک شیطان چشم زرد است و نقشه ایی می کشند تا از یک هفت تیر مرموزی که قادر به کشتن هر چیزی است، استفاده کنند. بهرحال در انتهای فصل، پس از شکست در کشتن شیطان چشم زرد، هر سه در یک حادثه رانندگی که مسبب آن یک شیطان دیگر بود، به شدت زخمی می شوند.

 



ادامه مطلب...
محمدرضا یکشنبه بیست و هشتم اسفند 1390
Titanic%201997 دانلود فیلم Titanic 1997
 
 
منتشر کننده فایل:اٍل فیلم
فرمت : MKV
حجم: ۱ گیگابایت
محصول: امریکا
زبان: انگلیسی
ژانر: ماجرایی | درام | تاریخی | عاشقانه
زیر نویس: دارد

خلاصه داستان : ماجرای غرق کشتی باشکوه و عظیم تیتانیک در سال ۱۹۱۲ یک فاجعه فراموش نشدنی تاریخی است. اما این فیلم به غیر از به تصویر کشیدن این حادثه، داستانی عاشقانه ای را بیان میکند. داستانی که از زبان یکی از بازماندگان آن فاجعه پس از سالها بازگو میشود. وقتی کشتی تیتانیک در سال ۱۹۸۵ در اقیانوس اطلس مورد جستجو قرار گرفته. این داستان را از رز ۱۰۲ ساله میشنویم وقتی پرتره او کشف میشود: در آن سفر رز به همراه  نامزدش با پسری به نام جک آشنا میشود و …


مدیافایر Part1 | Part2 | Part3 | Part4  | Part5 | part6


محمدرضا پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390
این عکس میگه نیوتون سیب دیدجاذبه رو کشف کرد استیوجابزسیب دید اپلو تاسیس کرد عربه سیب دید توتون سیب درست کرد
محمدرضا سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390

تعداد چينيهايي که انگليسي بلدند از تعداد امريکايي هايي که انگليسي بلدند بيشتر است.

دوئل کردن در پاراگوئه آزاد است به شرط اينکه طرفين خون خود را به گردن بگيرند .

 

فيلها تنها حيواناتي هستند که نميتوانند بپرند .

 

هر بار که يک تمبر را ميليسيد 1/15 کالري انرژي مصرف ميکنيد .

 

فوريه سال 1865 تنها زماني بود که ماه کامل نشد .

 

کوتاهترين جمله کامل در انگليسي am است .

 

اگر عروسک باربي رازنده تصور کنيد سايزش 33-23-39 . قدش 2متر و 15 سانتيمتر خواهد بود با گردني 2 برابر بلندتر از يک انسان نرمال.

 

تمام خرسهاي قطبي چب دست هستند .

 

اگر يک ماهي قرمز را در يک اتاق تاريک قرار دهيد کم کم رنگش سفيد ميشود.

 

اگر به طور مداوم 8سال و 7 ماه و 6 روز فرياد بزنيد انرژي صوتي لازم براي گرم کردن يک فنجان قهوه را توليد کرده ايد .

 

در مصر باستان افراد روحاني تمام موهاي بدن خود را ميکنند حتي مژه و ابرو .

 

کوتاهترين جنگ در تاريخ در سال 1896 زانزيبارو انگلستان رخ داد که 38 دقيقه طول کشيد .

 

در 4000 سال گذشته هيچ حيواني رام نشده بود .

 

هيچ وقت نميتواني با چشمان باز عطسه کني .

 

تعداد انسانهايي که به وسيله خر کشته ميشوند از تعداد انسانهايي که در سانحه هواپيمايي ميميرند بيشتر است .

 

چشمهاي ما از بدو تولد همين اندازه بوده اند اما رشد دماغ و گوش ما هيچ وقت متوقف نميشود .

 

هر تکه کاغذ را نميتوان بيش از 9 بار تا کرد .

 

در هرم خئوپوس در مصر که 2600 سال قبل از ميلاد ساخته شده است به اندازه اي سنگ به کار رفته که ميتوان با آن ديوار آجري به ارتفاع 50 سانتيمتر دور دنيا ساخت .

 

اگر تمام رگهاي خوني را در يک خط بگذارند تقريبا 97000 کيلومتر ميشود (در يک انسان ) .

 

وقتي مگس روي يک ميله فولادي مينشيند ميله فولادي به اندازه دو ميليونيم ميليمتر خم ميشود .

 

امريکا تا 50 ميليون سال ديگر دو نيم خواهد شد .

 

عدد2520 را ميتوان به اعداد 1 تا 10 تقسيم نمود بدون آنکه خارج قسمت کسري داشته باشد .

 

رودخانه گنگ براي هندوها مقدس است و هر سال مردم زيادي براي پاک شدن وتطهير خود را در آن ميشويند در حاليکه فاضلاب صد شهر و روستا و ميليونها تن مواد سمي و زايد کارخانه ها وارد اين رودخانه ميشود .

 

انسان در روز به طور متوسط 15 هزار بار پلک ميزند.

 

آقايون در روز 40 تار مو و خانمها 70 تار مو از دست ميدهند البته بيشتر آنها دوباره جايگزين ميشود .

                                                                                                         بقیه در ادامه مطلب...



ادامه مطلب...
محمدرضا جمعه دوازدهم اسفند 1390
 

برایان هاگ وارنر نام اصلی فردی است که امروزه به مرلین منسون یا به اختصار MM شهرت یافته است.



ادامه مطلب...
محمدرضا پنجشنبه چهارم اسفند 1390
 
دانلود موزیک ویدئو  Santa Claus Is Coming To Town

دانلود موزیک ویدئو Santa Claus Is Coming To Town با کیفیت HD


ادامه مطلب...
محمدرضا جمعه بیست و یکم بهمن 1390

دانلود کتاب زندگینامه استیو جابز به زبان فارسی

پاتوق همه + تبریزی ها

لطفا به ادامه مطلب مراجعه نمایید...




ادامه مطلب...
محمدرضا سه شنبه بیست و هفتم دی 1390

http://mihanstar.com/wp-content/uploads/2011/10/billgates-300x232.jpg

 
از بیل گیتس پرسیدند: از تو ثروتمند تر هم هست؟
گفت: بله فقط یک نفر.
پرسیدند: چه کسی؟بیل گیتس ادامه داد: سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و به تازگی اندیشه‌های خود و در حقیقت به طراحی مایکروسافت می اندیشیدم، روزی...



ادامه مطلب...
محمدرضا شنبه هفدهم دی 1390


پشت صحنه فوق العاده زیبای شات های Someday


دانلود ویدیو


 
محمدرضا چهارشنبه چهاردهم دی 1390
محمدرضا جمعه نهم دی 1390

Joy resounds in the hearts of those who believe in the miracle of Christmas!

Wishing you all the peace, joy, and love of the season! Season’s Greetings!

محمدرضا پنجشنبه هشتم دی 1390
سلام...دوباره امتحانات نوبت اول رسید!!!بازم باید ۱۶تا امتحانو یجا بدیم.هیچ حرفی دیگه ندارم جز اینکه:
ز خرخوانان عالم هر که را دیدم غمی دارد

      دلا رو کن به تجدیدی که آن هم عالمی دارد          

محمدرضا جمعه بیست و پنجم آذر 1390
محمدرضا چهارشنبه شانزدهم آذر 1390
      
 
آیا می دانستید که مرغ با شنیدن صدای موسیقی بزرگترین تخم را می گذارد؟

آیا می دانستید که جگر تنها عضو داخلی بدن است که اگر با عمل جراحی قسمتی از آن بر داشته شود دوباره رشد می کند؟

آیا می دانستید که حلزون ها می توانند 3 سال متوالی بخوابند؟

آیا می دانستید در شیلی صحرایی وجود دارد که هزاران سال است در آن باران نباریده است؟

آیا می دانستید که قرنیه چشم تنها قسمت بدن است که خون ندارد؟

آیا می دانستید که حس بویایی خرس تقریباً صد برابر قوی تر از حس بویایی انسان است؟

آیا می دانستید که حنجره زرافه تار صوتی ندارد و گنگ است؟

آیا می دانستید که خرگوش و طوطی تنها حیواناتی هستند که بدون بر گشتن به عقب می توانند پشت سر خود را ببینند؟

آیا می دانستید که زنبور عسل دو معده دارد یکی برای جمع آوری عسل و دیگری برای هضم غذا؟

آیا می دانستید که شهر مکزیک سالانه بیست و پنچ سانتیمتر نشست می کند؟

آیا می دانستید که قلب میگوها در سر آنها قرار دارد؟

آیا می دانستید که کرم های ابریشم در 56 روز 6000 برابر خود غذا می خورد؟

آیا می دانستید که گونه ای از خرگوش قادر است 12 ساعت پس از تولد جفت گیری کند؟

آیا می دانستید که موشهای صحرایی چنان تکثیر می کنند که در عرض 18ماه دو موش صحرایی قادرند یک میلیون فرزند داشته باشند؟

آیا می دانستید که موشهای صحرایی سالانه یک سوم منابع و ذخایر غذایی جهان را نابود می سازند؟

آیا می دانستید که لایه پوستی که آرنج دست را پوشانده در هر ده روز یک بار عوض می شود؟

آیا می دانستید که شیرینی تنها مزه ای است که جنین در رحم مادر هم می فهمد؟

آیا می دانستید که زنبور عسل ۵ چشم دارد که ۲ تا اصلی در بغل سر و ۳ تا بر روی سر اون قرار دارد؟

آیا می دانستید که بیست درصد آب شیرین جهان میان آمریکا و کانادا قرار دارد؟

آیا می دانستید که مورچه در مایکروویو زنده می ماند؟

آیا می دانستید که خوردن ۱ سیب اول صبح، بیشتر از قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی می‌شود؟

آیا می دانستید که کره زمین از ۱۰۲ عنصر بوجود آمده و این ۱۰۲ عنصر در بدن انسان وجود دارد؟

آیا می دانستید که استرس تا ۵ برابر سیستم ایمنی بدن را پایین می آورد؟

آیا می دانستید که دود سیگار موجود در محیط بیشتر از مصرف مواد قندی در پوسیدگی دندانهای کودکان نقش دارد؟

آیا می دانستید که پروانه ها، چشم های مرکب دارند که تعداد آنها گاهی به هیجده هزار می رسد؟

آیا می دانستید که طول رگهای بدن انسان پانصد و شصت هزار کیلومتر است؟

آیا می دانستید که حس بویایی انسان قادر به دریافت و تشخیص ده هزار بوی متفاوت است؟
محمدرضا پنجشنبه نوزدهم آبان 1390
تکاپوی انسان ها برای خوب بودن

•    انسان می‌تواند حدود 40 روز بدون غذا زندگی کند اما فقط 7 روز بدون آب، 8-6 دقیقه بدون هوا و لحظه‌ای بدون نیروی حیات طاقت می‌آورد.


•    سلول‌های پوشش معده مخاط، پپسین، HCl با pH 0/2 تولید می‌کند (100،000 برابر اسیدیته جریان‌خون).


•    بیش از نیمی از استخوان‌های بدن انسان در دست‌ها و پاها هستند.


•    بالاترین سرعت ثبت‌شده عطسه 165 کیلومتر در ساعت است.


•    قلب 3 میلیارد مرتبه در عمر متوسط انسان می‌تپد.


•    نوزاد تازه متولدشده 350 استخوان دارد اما این تعداد برای یک بزرگسال 206 عدد است.


•    خون یک عضو مایع بدن انسان است.


•    همه انسان‌ها در زمان تولد کوررنگی دارند.


•    ریه‌های ما بیش از 15000 لیتر هوا را هر روز تنفس می‌کند. سطح ریه‌ها تقریباً هم‌اندازه یک زمین تنیس است.


•    غذا حتی اگر روی سرتان ایستاده باشید به معده شما خواهد رسید.


•    پوست بزرگ‌ترین عضو بدن است.


•    بدن یک انسان بزرگسال از 100 تریلیون سلول تشکیل شده است.


•    تعداد باکتری‌های موجود در بدن انسان بیشتر از تعداد سلول‌های بدن است. در بدن انسان حدود 75 تا 100 تریلیون سلول وجود دارد.

                                                                            بقیه در ادامه مطلب...



ادامه مطلب...
محمدرضا پنجشنبه هفتم مهر 1390


 

محمدرضا پنجشنبه دهم شهریور 1390
محمدرضا شنبه پانزدهم مرداد 1390
سلام دوستان :

امروز به طور تصادفی با یه سایت اشنا شدم که تاریخ احتمالی مرگ رو برای هر فرد محاسبه میکنه


طرز استفاده از سایت :

- در ابتدا شما باید تاریخ تولد میلادی خود را وارد کنید.

- سپس به سوالات پاسخ بدین. برای هر سوال گزینه ای وجود داره.

- در نهایت دکمه ی Calculate رو کلیک کنید.

امیدواریم عمر طولانی داشته باشید.

لینک سایت
http://www.findyourfate.com/deathmeter/deathmtr.html

این مطلب صرفا سرگرمی بوده و با هدف فان (fun) و نه چیز دیگری ساخته شده است.

محمدرضا دوشنبه دوم خرداد 1390
اینم چت روم وبمون که به اصرار دوستان گذاشتیم.لطفا برای ورود بر روی نوشته زیر کلیک کنید.
 

 

                    www.chatzy.com/329288992389 

محمدرضا پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1390
۱. به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید .

۲. با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید، مهارت های مکالمه ای مثل دیگر مهارت ها خیلی مهم می شوند .

۳. همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که می خواهید نخوابید .

۴. وقتی می گویید: دوستت دارم. منظورتان همین باشد .

۵. وقتی می گویید : متاسفم. به چشمان شخص مقابل نگاه کنید .

۶. به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید .

۷. هیچ وقت به رؤیاهای کسی نخندید. مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند.

۸. عمیقاً و با احساس عشق بورزید. ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید .

۹.در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید .

۱۰. مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید .

                                                                                                             بقیه در ادامه مطلب...



ادامه مطلب...
محمدرضا پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390
چارلی چاپلین یکی از نوابغ مسلم سینماست . او در زمانی که در اوج موفقیت بود با اونااونیل ازدواج کرد و از او صاحب 7 یا 8 بچه شد ولی فقط یکی از این بچه ها که ژرالدین نام دارد استعدادبازیگری را از پدرش به ارث برده و چند سالی است که در دنیای سینما مشغول فعالیت است و اتفاقا او هم مثل پدرش به شهرت و افتخار زیادی رسیده و در محافل هنری روی او حساب می کنند .

چند سال پیش وقتی ژرالدین تازه می خواست وارد عالم هنر شود ، چارلی برای او نامه ای نوشت که در شمار زیبا ترین و شور انگیزترین نامه های دنیا قرار دارد و بدون شک هر خواننده یا شنونده ای را به تفکر وادار می کند.
                                                                   
                                                 
ژرالدين دخترم:

اينجا شب است٬ يک شب نوئل. در قلعه کوچک من همه سپاهيان بی سلاح خفته اند.

نه برادر و نه خواهر تو و حتی مادرت ، بزحمت توانستم بی اينکه اين پرندگان خفته را بيدار کنم ، خودم را به اين اتاق کوچک نيمه روشن٬ به اين اتاق انتظار پيش از مرگ برسانم . من از توليسدورم، خيلی دور...... اما چشمانم کور باد ،اگر يک لحظه تصوير تو را از چشمان من دور کنند.
تصوير تو آنجا روی ميز هست . تصوير تو اينجا روی قلب من نيز هست. اما تو کجايی؟ آنجا در پاريس افسونگر بر روی آن صحنه پر شکوه "شانزليزه" ميرقصی . اين را ميدانم و چنانست که گويی در اين سکوت شبانگاهی ٬ آهنگ قدمهايت را می شنوم و در اين ظلمات زمستانی٬ برق ستارگان چشمانت را می بينم.
شنيده ام نقش تو در نمايش پر نور و پر شکوه نقش آن شاهدخت ايرانی است که اسير خان تاتار شده است. شاهزاده خانم باش و برقص. ستاره باش و بدرخش .اما اگر قهقهه تحسين آميز تماشاگران و عطر مستی گلهايی که برايت فرستاده اند تو را فرصت هشياری داد٬ در گوشه ای بنشين ٬ نامه ام را بخوان و به صدای پدرت گوش فرا دار . من پدر تو هستم٬ ژرالدين من چارلی چاپلين هستم . وقتی بچه بودی٬ شبهای دراز به بالينت نشستم و برايت قصه ها گفتم . قصه زيبای خفته در جنگل ٬قصه اژدهای بيدار در صحرا٬ خواب که به چشمان پيرم می آمد٬ طعنه اش می زدم و می گفتمش برو .
من در رويای دختر خفته ام . رويا می ديدم ژرالدين٬ رويا.......

رويای فردای تو ، رويای امروز تو، دختری می ديدم به روی صحنه٬ فرشته ای می ديدم به روی آسمان٬ که می رقصيد و می شنيدم تماشاگران را که می گفتند: " دختره را می بينی؟ اين دختر همان دلقک پيره .


اسمش يادته؟ چارلی " . آره من چارلی هستم . من دلقک پيری بيش نيستم. امروز نوبت تو است. برقص من با آن شلوار گشاد پاره پاره رقصیدم ٬ و تو در جامه حریر شاهزادگان می رقصی . این رقص ها ٬ و بیشتر از آن ٬ صدای کف زدنهای تماشاگران ٬ گاه تو را به آسمان ها خواهد برد. برو . آنجا برو اما گاهی نیز بروی زمین بیا ٬ و زندگی مردمان را تماشا کن.

زندگی آن رقاصگان دوره گرد کوچه های تاریک را ٬ که با شکم گرسنه میرقصند و با پاهایی که از بینوایی می لرزد . من یکی ازاینان بودم ژرالدین ٬ و در آن شبها ٬ در آن شبهای افسانه ای کودکی های تو ، که تو با لالایی قصه های من ٬ به خواب میرفتی٬ و من باز بیدار می ماندم در چهره تو می نگریستم، ضربانقلبت را می شمردم، و از خود می پرسیدم: چارلی آیا این بچه گربه، هرگز تو را خواهد شناخت؟

............. تو مرا نمی شناسی ژرالدين . در آن شبهایدور٬ بس

صه ها با تو گفتم ٬ اما قصه خود را هرگز نگفتم . اين داستانی


شنيدنی است‌:

داستان آن دلقک گرسنه ای که در پست ترين محلات لندن آواز می خواند و می رقصيد و صدقه جمع می کرد .اين داستان من است . من طعم گرسنگی را

چشيده ام . من درد بی خانمانی را چشيده ام . و از اينها بيشتر ٬ من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقيانوسی از غرور در دلش موج می زند ٬ اما سکه صدقه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند ٬ احساس کرده ام.

با اينهمه من زنده ام و از زندگان پيش از آنکه بميرند نبايد حرفی
زد . داستان من به کار تو نمی آيد ٬ از تو حرف بزنيم . به دنبال تو نام من است:چاپلين . با همين نام چهل سال بيشتر مردم روی زمين را خنداندم و بيشتر از آنچه آنان خنديدند ٬ خود گريستم .


ژرالدين در دنيايی که تو زندگی می کنی ٬ تنها رقص و موسيقی نيست .
نيمه شب هنگامی که از سالن پر شکوه تأتر بيرون ميايی ٬ آنتحسين کنندگان ثروتمند را يکسره فراموش کن ٬ اما حال آن راننده تاکسی را که ترا به منزل می رساند ٬ بپرس ٬ حال زنش را هم بپرس.... و اگر آبستن بود و پولی برای خريدن لباس بچه اش نداشت ٬ چک بکش و پنهانی توی جيب شوهرش بگذار . به نماينده خودم در بانک پاريس دستور داده ام ٬ فقط اين نوع خرجهای تو را٬ بی چون و چرا قبول کند . اما برای خرجهای ديگرت بايد صورتحساب بفرستی .


گاه به گاه ٬ با اتوبوس ٬ با مترو شهر را بگرد . مردم را نگاه کن٬ و دست کم روزی يکبار با خود بگو :" من هم یکی از آنانهستم ." تو یکی از آنها هستی - دخترم ، نه بیشتر ،هنر پیش از آنکه دو بال دور پرواز به آدم بدهد ، اغلب دو پای او را نیز می شکند .

و وقتی به آنجا رسیدی که یک لحظه ، خود را بر تر از تماشاگرانرقص خویش بدانی ، همان لحظه صحنه را ترک کن ، و با اولین تاکسی خود را به حومه پاریس برسان . من آنجا را خوبمی شناسم ، از قرنها پیش آنجا ، گهواره بهاری کولیان بوده است. در آنجا ، رقاصه هایی مثل خودت را خواهی دید . زیبا تر از تو ، چالاک تر از تو و مغرور تر از تو . آنجا از نور کور کننده ی نورافکن های تآتر " شانزلیزه " خبری نیست .
نور افکن رقاصگان کولی ، تنها نور ماه است نگاه کن ، خوب نگاه کن . آیا بهتر از تو نمی رقصند؟

اعتراف کن دخترم . همیشه کسی هست که بهتر از تو می رقصد .

همیشه کسی هست که بهتر از تو می زند .و این را بدان که درخانواده چارلی ، هرگز کسی آنقدر گستاخ نبوده است که به یک کالسکه ران یا یک گدای کنار رود سن ، ناسزایی بدهد .

من خواهم مرد و تو خواهی زیست . امید من آن است که هرگز در فقر زندگی نکنی ، همراه این نامه یک چک سفید برایت می فرستم .هر مبلغی که می خواهی بنویس و بگیر . اما همیشه وقتی دو فرانک خرج می کنی ، با خود بگو : " دومین سکه مالمن نیست . این مال یک فرد گمنام باشد که امشب یک فرانک نیاز دارد ."

جستجويی لازم نيست . اين نيازمندان گمنام را ٬ اگر بخواهی ٬ همه جا خواهی يافت .
اگر از پول و سکه با تو حرف می زنم ٬ برای آن است که ازنیروی فریب و افسون این بچه های شیطان خوب آگاهم٬ من زمانی دراز در سیرک زیسته ام٬ و همیشه و هر لحظه٬ بخاطر بند بازانی که از روی ریسمانی بس نازک راه می روند٬ نگران بوده ام٬ اما این حقیقت را با تو می گویم دخترم : مردمان بر روی زمین استوار٬ بیشتر از بند بازان بر روی ریسمان نا استوار ٬ سقوط می کنند . شاید که شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان تو را فریب دهد .


آن شب٬ این الماس ٬ ریسمان نا استوار تو خواهد بود ٬ و سقوط تو حتمی است .
شاید روزی ٬ چهره زیبای شاهزاده ای تو را گول زند٬ آن روز تو بند بازی ناشی خواهی بود و بند بازان ناشی ٬ همیشه سقوطمی کنند .
دل به زر و زیور نبند٬ زیرا بزرگترین الماس این جهان آفتاب است و خوشبختانه ٬ این الماس بر گردن همه می درخشد .......

.......اما اگر روزی دل به آفتاب چهره مردی بستی ، با او یکدل باش ، به مادرت گفته ام در این باره برایت نامه ای بنویسد . او عشق را بهتر از من می شناسد. و او برای تعریف یکدلی ، شایسته تر از من است . کار تو بس دشوار است ، این را می دانم .

به روی صحنه ، جز تکه ای حریر نازک ، چیزی بدن ترا نمی پوشاند . به خاطر هنر می توان لخت و عریان به روی صحنه رفت و پوشیده تر و باکره تر بازگشت . اما هیچ چیز و هیچکس دیگر در این جهان نیست که شایسته آن باشد که دختری ناخن پایش را به خاطر او عریان کند .
برهنگی ، بیماری عصر ماست ، و من پیرمردم و شاید که حرفهای خنده دار می زنم .

اما به گمان من ، تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست می داری .
بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد . مال دوران پوشیدگی . نترس ، این ده سال ترا پیر تر نخواهد کرد.....

محمدرضا چهارشنبه سوم فروردین 1390
  اینم تصویر پر مو ترین جغد جهان که در حال پرواز است.

محمدرضا یکشنبه یکم اسفند 1389

به گمانم این نابغه فیزیک را به اندازه کافی بشناسید. اما انیشتین جملات قصاری دارد که دقت به آنها برای جمع و جور کردن کلاف سر در گم زندگی مطمنا نمی‌تواند خالی از لطف باشد.

۱- کنجکاوی‌تان را دنبال کنید: “من استعداد به خصوصی ندارم. فقط به شدت کنجکاوم.
درباره چه چیزی کنجکاو هستید؟ دنبال کردن کنجکاوی‌تان راز موفقیت‌تان است.

۲- پشتکار با ارزش است: “نه اینکه من خیلی باهوش باشم؛ بلکه با مسایل زمان بیشتری می‌مانم.
تا زمانیکه به هدف‌تان برسید، پشتکار دارید؟ اینشتین می‌خواهد بگوبد، تمام ارزش تمبر پستی به این است که با تمام نیرو به چیزی بچسبد، تا اینکه به مقصدش برسد. مانند تمبر پستی باشید، مسیری را که آغاز کردید به پایان برسانید. به یاد بیاورید که در جایی دیگر اینشتین گفته بود، “من برای ماه ها و سالها فکر می‌کنم و فکر می‌کنم. ۹۹ بار نتیجه اشتباه است. صدمین بار حق با من است.

 

۳- تخیل قدرتمند است: “تخیل همه چیز است. تخیل پیش نمایشی از جذابیت‌های آینده زندگانی است. تخیل با ارزش‌تر از دانش است.
آیا از تخیل‌تان استفاده می‌کنید؟ اینشتین می‌گوید تخیل با ارزش‌تر از دانش است. به یاد بیاورید که توماس ادیسون می‌گفت: “برای ابداع، به یک تخیل خوب و کپه‌ایی از آت و آشغال نیاز دارید.

۴- اشتباه کردن اتفاق بدی نیست: فردی که هرگز اشتباه نکرده، هرگز چیز جدیدی را امتحان نکرده است.
از اینکه اشتباه کردید، نترسید. اشتباه شکست نیست. اشتباهات می‌تواند شما را باهوش‌تر، سریع‌تر و بهتر کنند. در واقع شما زمانی موفق خواهید شد که دو چندان اشتباه کرده باشید.

۵- برای اکنون زندگی کنید: من هرگز به آینده فکر نمی‌کنم – آینده به زودی فرا خواهد رسید.
شما نمی‌توانید فورا آینده را دست خوش تغییرات کنید، بنابراین بسیار مهم است که تمام تلاش‌تان را برای “اکنون” وقف کنید.

۶- انتظار نتایج متفاوت نداشته باشید: حماقت این است که بارها و بارها کاری یکسان انجام دهید و انتظار نتیجه‌ای متفاوت داشته باشید.
شما نمی‌توانید کاری یکسان را هر روز انجام دهید و انتظار تفاوت در نتایجش داشته باشید. به عبارتی، برای ایجاد تغییر در زندگی بایستی در خودتان تغییراتی ایجاد کنید.

۷- حماقت و نابغگی: “تفاوت بین حماقت و نابغه بودن در این است که نابغه بودن محدودیت‌های خودش را دارد.

۸- یادگیری قوانین و سپس بهتر بازی کردن: “شما بایستی قوانین بازی را بیاموزید. و سپس بهتر از هر فرد دیگری بازی می‌کنید.
دو کار است که باید انجامش دهید: ابتدا باید قوانین بازی را که می‌خواهید بازی کنید بیاموزید. درست است، خیلی هیجان انگیز نیست اما حیاتی است. بعدا، شما بهتر از هر فرد دیگری بازی خواهید کرد.

۹- دانش از تجربه می‌آید: اطلاعات، دانش نیست. تنها منبع دانش، تجربه است.
دانش از تجربه می‌آید. شما می‌توانید درباره‌ی کاری بحث کنید، اما بحث کردن فقط درکی فیلسوفانه از آن کار به شما می دهد. شما بایستی در ابتدا آن کار را تجربه کنید تا بدانیدش. چه کنیم؟ تجربه بیاندوزید. وقت‌تان را خیلی بابت اطلاعات نظری صرف نکنید، بروید و کاری انجام دهید تا تجربه‌ایی با ارزش را کسب کنید.

 

محمدرضا شنبه نهم بهمن 1389

اولین هارددیسک اکسترنال 3 ترابایتی تولید شد

 

کمپانی سیگیت برای اولین بار در جهان دست به تولید هارددیسک اکسترنال 3 ترابایتی زده است.

به گزارش تی مدیا، با توجه به نیاز روز افزون کاربران به دستیابی به فضایی بیشتر به منظور ذخیره‌سازی اطلاعات، شرکت‌های تولیدکننده حافظه نیز در تولید حافظه‌هایی با فضایی بیشتر از یک دیگر پیشی می‌گیرند.
در این میان کمپانی سیگیت در صدد رفع این نیاز برآمده و توانسته است اولین شرکتی باشد که هارددیسک اکسترنال 3 ترابایتی را از سری FreeAgentGoFlex تولید کند. این هارددیسک با هر دو سیستم عامل Mac OS X و ویندوز سازگار است. البته در ویندوز ایکس پی نمی‌توان پارتیشنی بیش از 2.1 ترابایت ایجاد کرد.



 

نکته های جالب و خواندنی در مورد جن 

 

1- جن جانوریست دارای شعور؛ و فیزیکی غیر ارگانیک ؛ که از لحاظ شان وجودی ؛ از دید ادیان پایینتر از انسان و بالاتر از حیوان جای می گیرد .در فرهنگ فارسی به آن دیو و در فرهنگ عرب به آن جن و در فرهنگ لاتین demon یا jinn نام گرفته است. جن به معنای چیزی است که؛ پوشیده شده ؛و منظور پوشیده ماندن او از حواس ماست.

۲- خصوصیات فیزیکی جن از دید انسان؛ اعجاب آور است. عنصر اصلی وجودی جن آتش است وبه علت نداشتن عنصر خاک ؛در وجودش مانند بارباپاپا ؛می تواند به هر شکل و اندازه ای تبدیل شود. و بسیاری از چیزها را در یک آن ؛جا به جا کند .همچنین سرعت نقل مکان بسیار بالایی دارد. می تواند مثلا ظرف ۵ دقیقه فاصله بین لاهور و تهران را طی کرده و برگردد.

۳- جن ابزار ساز نیست ؛ وبه علت خصوصیات فیزیکی منحصر بفرد ؛قادر است در هر مکان و شرایطی زندگی کند ؛وبرای همین به خانه و مسکن نیازی ندارد. زیرا سرما و گرما و باد و بوران بر او کارگر نیست .جن به وسایل حمل و نقل بی نیاز است ؛ و از اینجا می توان فهمید که جن ها دارای صنعت و تکنولوژی نیستند ؛ و شهر و کاشانه ای ندارند مکان معمول زندگی آنها کوه وجنگل و دشت است.

۴- جن مانند همه جانداران غذا مصرف می کند . اما به مقداری بسیار کمتر از انسان.

۵- جن ها مثل انسان جنسیت ونر یا ماده دارند . تولید مثل می کنند و تشکیل خانواده می دهند ؛ و به صورت جماعت زندگی می کنند و جامعه ندارند.




مردی که دنیا را نجات داد 

 

این داستان 100 درصد واقعی است.

اشتباه نکنید این فرد نه یک سیاستمدار بود و نه رییس یک سازمان بین‌المللی.
باید داستان را از اول مرور کنیم و به تاریخ اول سپتامبر سال 1983 برگردیم:
اول سپتامبر سال 1983 بود و جنگ سرد بین ابرقدرت‌های جهان -شوروی و آمریکا- با شدت تمام دنبال می‌شد ، یک هواپیمای خطوط هوایی کره از فرودگاه جان اف ‌کندی نیویورک به مقصد سئول کره جنوبی حرکت می‌کرد.
در نیمه راه ، هواپیمای مسافری به اشتباه وارد حریم هوایی شوروی شد. جت‌های روسی به این هواپیما نزدیک شدند، خلبانان جت‌های روسی نمی‌دانستند که هواپیما حاوی مسافرهای عادی است ، آنها به هواپیما اخطار کردند که اگر خودش را معرفی نکند ، به آن شلیک خواهند کرد ولی در نهایت پاسخی دریافت نکردند....
گفته می‌شود در واقع پرسنل پرواز هواپیما اخطار جنگنده‌های روسی را دریافت نکرده بودند ، البته تا به امروز تئوری‌های زیادی در این مورد وجود دارد. یک ساعت گذشت و جت‌ها همچنان ، هواپیما را همراهی می‌کردند تا اینکه از مقامات روسی دستور رسید که هواپیما نابود شود. این کار انجام شد و در نتیجه 269 مسافر کشته شدند...




تست اعتیاد به اینترنت


تست اعتیاد به اینترنت (IAT) یكی از معتبرترین تست‌های مربوط به سنجش اعتیاد اینترنتی است كه توسط دكتر كیمبرلی یانگ (Kimberly Young) ابداع شده است.
در تست IAT هر چه نمره شما بیشتر باشد؛ اعتیاد شما به اینترنت شدیدتر است. نمرات هم به ترتیب از یك تا پنج هستند. در پایان؛ باید مجموع نمراتی را كه به 20 پرسش زیر می‌دهید جمع بزنید.

امتیاز هر گزینه:
گزینه ی الف  ==> یك امتیاز
گزینه ی ب    ==> دو امتیاز
گزینه ی پ    ==> سه امتیاز
گزینه ی ج     ==> چهار امتیاز
گزینه ی د     ==> پنج امتیاز
گزینه ی ه     ==> صفر امتیاز.امتیازی ندارد

برای محاسبه مجموع نمرات خودتان، می‌توانید از ماشین‌حساب ویندوز کمک بگیرید.




 


حتماً دیده اید کودکان و نوجوانانی را که تمام روز را پای بازی های کامپیوتری یا اینترنت می نشینند یا به طور دائم با گوشی های موبایل بازی می کنند و حتی یک ساعت هم آنها را کنار نمی گذارند. این یک رفتار و عادت غیر عادی است به نام «اعتیاد به تکنولوژی» که اگر به موقع جلوی آن گرفته نشود، تبدیل به یک ناهنجاری روحی در این افراد نوجوان و کم سن و سال می شود.
اخیراً در شهر لندن در انگلستان، برای کمک به بچه هایی که بیش از حد به شکل های مختلف تکنولوژی و بازی های کامپیوتری عادت کرده اند، یک «مرکز ترک اعتیاد به تکنولوژی» به اسم بیمارستان «کاپیو نایتینگل» تأسیس شده است، که به طور تمام وقت راهنمایی های تلفنی نیز ارائه می دهد. والدین این بچه ها درباره اینکه چه طور باید با آنها رفتار کنند که کم کم این عادت آنها از بین برود، از این مرکز مشاوره و کمک می گیرند.




از روانشناسی رنگها چه میدانید؟


در سال ۱۶۶۶، اسحاق نیوتن، دانشمند نامدار انگلیسی، کشف کرد که چنانچه نور خالص سفید از یک منشور عبور داده شود، به رنگ‌های قابل رؤیت تجزیه می‌شود. نیوتن همچنین کشف کرد که هر رنگ از یک طول موج منحصر به فرد تشکیل شده و قابل تجزیه به رنگ‌های دیگر نیست.
آزمایش‌های بعدی نشان داد که با ترکیب نورها می‌توان رنگ‌های مختلف را ایجاد کرد. برای مثال، نور قرمز در ترکیب با نور زرد، رنگ نارنجی را به وجود می‌آورد. رنگی که بر اثر ترکیب دو رنگ دیگر به وجود آید را ترکیبی می‌گویند. بعضی از رنگ‌ها، مثل زرد و ارغوانی، در صورت ترکیب شدن، همدیگر را خنثی می‌کنند و نور سفید می‌سازند. این رنگ‌ها را نیز رنگ‌های مکمّل می‌نامند.




 

محمدرضا سه شنبه پنجم بهمن 1389
-وقتی مگس بر روی یک میله فولادی می نشیند میله فولادی به اندازه ۲ میلیونیم میلیمتر خم می شود!

-تنها حیوانی که نمی تواند شنا کند شتر است؟؟!

-داغ ترین نقطه کره زمین در دالول اتیوپی می باشد. در این منطقه در یک روز عادی دمای هوا در سایه به ۹۴ درجه فارنهایت می رسد!!!

-شانس شبیه بودن دو اثر انگشت به یک دیگر ۱ به ۶۴ میلیارد است!

-بیشترین ضربان قلب را قناری ها با ۱۰۰۰ بار در دقیقه و کمترین ضربان قلب را فیل ها با ۲۷ بار در دقیقه دارند!!!

-هر تکه کاغذ را نمی توان بیش از ۹ بار تا کرد؟؟!

-یک فرد معمولی به طور متوسط روزی ۲۳۰۰۰ مرتبه تنفس می کند!

-در هرم خئوپوس در مصر که ۲۶۰۰ سال قبل از میلاد ساخته شده است به اندازه ای سنگ به کار رفته که می توان با آن دیواری آجری به ارتفاع ۵۰ سانتیمتر در دور دنیا ساخت!!!

-قیچی توسط لئوناردو داوینچی اختراع شد؟؟!

 

بقیه در ادامه مطلب...

 



ادامه مطلب...
محمدرضا جمعه یکم بهمن 1389

آلبرت انیشتین در چهاردهم مارس 1879 در شهر اولم كه شهر متوسطی از ناحیه و ورتمبرگ آلمان بود متولد شد. امّا شهر مزبور در زندگی او اهمیتی نداشته است. زیرا یك سال بعد از تولّد او خانواده وی از اولم عازم مونیخ گردیدند.
پدر
آلبرت، هرمان انیشتین كارخانه كوچكی برای تولید محصولات الكترو شیمیایی داشت و با كمك برادرش كه مدیر فنی كارخانه بود از آن بهره برداری می كرد. گر چه در كار معاملات بصیرت كاملی نداشت. پدر آلبرت از لحاظ عقاید سیاسی نیز مانند بسیاری از مردم آلمان گرچه با حكومت پروسی ها مخالفت داشت امّا امپراطوری جدید آلمان را ستایش می كرد و صدر اعظم آن «بیسمارك» و ژنرال «مولتكه» و امپراطور پیر یعنی «ویلهم اول» را گرامی می داشت. مادر انیشتین كه قبل از ازدواج پائولین كوخ نام داشت، بیش از پدر زندگی را جدی می گرفت و زنی بود اهل هنر و صاحب احساساتی كه خاصّ هنرمندان است و بزرگترین عامل خوشی او در زندگی و وسیله تسلای وی از علم روزگار، موسیقی بود.
آلبرت
كوچولو به هیچ وجه كودك اعجوبه ای نبود و حتّی مدّت زیادی طول كشید تا سخن گفتن آموخت به طوری كه پدر و مادرش وحشت زده شدند كه مبادا فرزندشان ناقص و غیر عادی باشد؛ امّا بالاخره شروع به حرف زدن كرد؛ ولی غالباً ساكت و خاموش بود و هرگز بازیهای عادی را كه مابین كودكان انجام می گرفت و موجب سرگرمی كودك و محبّت فی ما بین می شود را دوست نداشت.
آلبرت مرتباً و
هر سال از پس سال دیگر طبق تعالیم كاتولیك تحصیل كرد و از آن لذّت فراوان برد و حتّی در مواردی از دروس كه به شرعیات و قوانین مذهبی كاتولیك بستگی داشت چنان قوی شد كه می توانست در هر مورد كه همشاگردانش قادر نبودند به سؤالهای معلّم جواب دهند، او به آنها كمك می كرد.
انیشتین جوان در ده
سالگی مدرسه ابتدایی را ترك كرد و در شهر مونیخ به مدرسه متوسطه «لوئیت پول» وارد شد. در مدرسه متوسطه اگر مرتكب خطایی می شدند راه و رسم تنبیه ایشان آن بود كه می بایست بعد از اتمام درس، تحت نظر یكی از معلّمان، در كلاس توقیف شوند و با در نظر گرفتن وضع نابهنجار و نفرت انگیز كلاسهای درس، این اضافه ماندن شكنجه ای واقعی محسوب می شد.

ذوق هنری:


ذوق هنری انیشتین چنان بود كه وقتی پنج ساله بود، روزی پدرش قطب نمایی جیبی را به وی نشان داد خاصّیت اسرار آمیز عقربه مغناطیسی در كوك تأثیر عمیقی گذاشت. با وجود آنكه هیچ عامل مرئی در حركت عقربه تأثیری نداشت، كودك چنین نتیجه گرفت: در فضای خالی باید عاملی وجود داشته باشد كه اجسام را جذب كند.
وقتی
كه انیشتین پانزده ساله بود، حادثه ای اتفاق افتاد كه جریان زندگی او را به راه جدیدی منحرف ساخت: هرمان پدر او در كار تجارت خویش با مشكلاتی مواجه شد و در پی آن صلاح را در آن دیدند كه كارخانه خود را در مونیخ بفروشند و جای دیگری را برای كسب و كار خود ترتیب دهند. از آن جا كه وی خوش بین و علاقمند به كسب لذّتها بود، تصمیم گرفت كه به كشوری مهاجرت كند كه زندگی در آن با سعادت بیشتری همراه باشد و به این منظور ایتالیا را انتخاب كرد و در شهر میلان مؤسسه مشابهی را ایجاد كرد. هنگامی كه وارد شهر میلان شدند آلبرت به پدر خود گفت كه قصد دارد تابعیت كشور آلمان را ترك گوید. آقای هرمان به وی تذكر داد كه این كار زشت و نابهنجار است.

دوران دانشجویی:


در این دوران، مشهورترین مؤسسه فنی در اروپا مركزی به استثنای آلمان، مدرسه دارالفنون سوئیس در شهر زوریخ بوده است. آلبرت در امتحان داوطلبان شركت كرد ولی به خاطر اینكه در علوم طبیعی اطلاّعات وسیعی نداشت در امتحان پذیرفته نشد. با این حال مدیر دارالفنون زوریخ تحت تأثیر اطلاّعات وسیع او در ریاضیات واقع شد و از او درخواست كرد كه دیپلم متوسطه ای را كه برای ورود به دارالفنون لازم است در یك مدرسه سوئیسی به دست آورد و او را به مدرسه ممتاز شهر كوچك «آرائو» كه با روش جدیدی اداره می شد معرفی كرد. بعد از یك سال اقامت در مدرسه مذبور دیپلم لازم را به دست آورد و در نتیجه بدون امتحان در دارالفنون زوریخ پذیرفته شد. با این كه درسهای فیزیك دارالفنون آمیخته با هیچ گونه عمق فكری نبود باز هم حضور در آنها آلبرت را تحریك كرد كه كتب جستجو كنندگان بزرگ این را مورد مطالعه قرار دهد. او، آثار استادان كلاسیك فیزیك نظری از قبیل: بولترمان، ماكسول و هوتز را با حرص عجیبی مطالعه كرد. شب و روز اوقات او با مطالعه این كتابها می گذشت و ضمن مطالعه آنها با هنر استادانه ای آشنا شد كه چگونه بنیان ریاضی مستحكمی ساخت. او درست در خاتمه قرن 19 تحصیلات خود را پایان داد و با مسأله مهم داشتن شغل مواجه شد. از آنجا كه نتوانست مقام تدریسی در مدرسه پولی تكنیك به دست آورد، تنها یک راه باقی ماند و آن این بود كه چنین شغل و مقامی را در مدرسه متوسطه ای جستجو كند.
اكنون سال 1910 شروع شده و آلبرت بیست
و یك سال داشت و تبعیت سوئیس را به دست آورده بود. او در این هنگام داوطلب شغل معلّمی خصوصی گردید و پذیرفته شد. انیشتین از كار خود راضی و حتّی خوشبخت بود كه می تواند به پرورش جوانان بپردازد امّا به زودی متوجّه شد كه معلمّان دیگر نیكی را که او می كارد ضایع و فاسد می كنند و این شغل را ترك كرد. بعد از این دوران تاریك، ناگهان نوری درخشید و بعد از مدّتی در دفتر ثبت اختراعات مشغول به كار شد و به شهر «برن» انتقال یافت. كمی بعد از انتقال به شهر برن انیشتین با میلواماریچ همشاگردی قدیم خود در مدرسه پولی تكنیك ازدواج كرد و حاصل آن دو پسر پی در پی بود كه اسم پسر بزرگتر را آلبرت گذاشتند. كار انیشتین در دفتر اختراعات خالی از لطف نبود و حتّی بسیار جالب می نمود وظیفه وی آن بود كه اختراعات را كه به دفتر مذبور می آوردند مورد آزمایش اوّلیه قرار می داد. شاید تمرین در همین كار موجب شده بود كه وی با قدرت خارق العاده و بی مانند بتواند همواره نتایج اصلی و اساسی هر فرض و نظریه جدیدی را با سرعت درك و استخراج كند. چون انیشتین به خصوص به قوانین كلی فیزیك علاقه داشت و به حقیقت در صدد بود كه با كمك محدودی میدان وسیع تجارت را به وجهی منطقی استنتاج كند.
در اواخر سال
1910 كرسی فیزیك نظری در دانشگاه آلمانی پراگ خالی شد. انتصاب استادان این قبیل دانشگاهها طبق پیشنهاد دانشكده به وسیله امپراتور اتریش انجام می گرفت كه معمولاً حقّ انتخاب خویش را به وزیر فرهنگ وا می گذاشت. تصمیم قطعی برای انتخاب داوطلب، قبل از همه، بر عهده فیزیكدانی به نام «آنتون لامپا» بود و او برای انتخاب استاد، دو نفر را مدّ نظر داشت كه یكی از آنها «كوستاویائومان» و دیگری «انیشتین» بود. «یائومان» آن را نپذیرفت و پس از كش و قوسهای فراوان انیشتین، این مقام را پذیرفت. او صاحب دو ویژگی بود كه موجب گردید وی استاد زبردستی گردد. اوّلین آنها این بود كه علاقه فراوانی داشت تا برای عدّه بیشتری از همنوعان خود و به خصوص كسانی كه در حول و حوش او می زیسته اند مفید باشد. ویژگی دوّم او ذوق هنریش بود كه انیشتین را وا می داشت كه نه فقط افكار عمومی خود را به نحوی روشن و منطقی مرتّب سازد بلكه روش تنظیم آنها به نحوی باشد كه چه خود او و چه مستمعان از نظر جهان شناسی نیز لذّت می برند.
هدف انیشتین این بود كه فضای
مطلق را از فیزیك بر اندازد. تئوری نسبی سال 1905 كه در آن انیشتین فقط به حركت مستقیم خط متشابه پرداخته بود موجب شد که انیشتین با كمك از «اصل تعادل» پدیده های جدیدی را در مبحث نور پیش بینی كند كه قابل مشاهده بوده اند و می توانست صحت نظریه جدید او را از لحاظ تجربی تأیید كرد.

عزیمت از پراگ:


در مدّتی كه انیشتین در پراگ تدریس می كرد، نه فقط نظریه جدید خود را بنا نهاد بلكه با شدّت بیشتری نظریه خود را درباره كوآنتوم نو، كه در شهر برن شروع كرده بود، توسعه داد. با همه این تفاصیل، انیشتین به دانشگاه پراگ اطّلاع داد كه در خاتمه دوره تابستانی سال 1912 خدمت این دانشگاه را ترك خواهد كرد. عزیمت ناگهانی انیشتین از شهر پراگ موجب سر و صدای بسیار در این شهر شد. در سر مقاله بزرگترین روزنامه آلمانی شهر پراگ نوشته شد: « نبوغ و شهرت فوق العاده انیشیتن باعث شد كه همكارانش او را مورد شكنجه و آزار قرار دهند و به ناچار شهر پراگ را ترك كرد
انیشتین عازم شهر
زوریج گردید و در پایان سال 1912 با سمت استادی مدرسه پولیتكنیك زوریج مشغول به كار ش.د شهرت انیشتین به تدریج تا آنجا رسیده بود كه بسیاری از مؤسسات و سازمانهای علمی جهان، علاقه داشتند كه وی به عنوان عضو وابسته با مؤسسه ایشان در ارتباط باشدد. سالها بود كه مقامات رسمی آلمان كوشش می كردند كه شهر برلن نه فقط مركز قدرت سیاسی و اقتصادی باشد، بلكه در عین حال كانون فعالیت هنری و علمی نیز محسوب گردد. به همین جهت از انیشتین دعوت به عمل آوردند. مدّت كمی بعد از ورود انیشتین به برلن، انیشتین از همسر خویش هیلوا كه از جنبه های مختلف با او عدم توافق داشت جدا گردید و زندگی را با تجرد گذراند. هنگامی كه به عضویت آكادمی پادشاهی انتخاب شد، سی و چهار سال سن داشت و نسبت به همكاران خود كه از او مسن تر بودند بیش از حد جوان می نمود. در عین حال همه، انیشتین را در وهله اوّل مردی مؤدب و دوست داشتنی می دانستند.
فعالیت اصلی انیشتین در برلن این بود كه با
همكاران خویش و یا دانشجویان رشته فیزیك درباره كارهای علمی، مصاحبه و مذاكره كند و آنها را در تهیه برنامه جستجوی علمی راهنمایی كند. هنوز یك سال از اقامت انیشتین در برلن نگذشته بود كه در ماه اوت 1914 جنگ جهانی شروع شد. در مدّت جنگ جهانی اوّل، روزنامه های برلن همه روزه از وقایع جنگ و شروع فتوحات ارتش آلمان می نوشتند. در عین حال انیشتین در منزل خود با دختر عمه خویش الزا آشنایی پیدا كرد. الزا زنی مهربان و خونگرم بود و همچنین او از شوهر مرحوم سابق خود دو دختر داشت، با این حال انیشتین با او ازدواج كرد. جنگ بین المللی و شرایط معرفت النفسی كه در نتیجه آن بر دنیای علم سایه افکند، مانع از آن نشد كه انیشتین با حرارت فوق العاده به توسعه و تكمیل نظریه ثقل خویش نپردازد. وی با پیمودن راه تفكری كه در پراگ و زوریخ پیش گرفته بود توانست در سال 1916 نظریه ای برای ثقل بپردازد و جاذبه عمومی بنا نهد كه مستقل از نظریه های گذشته و از نظر منطقی دارای وحدت كامل بود.
اهمیت نظریه جدید به زودی مورد تأیید و توجه دانشمندانی
واقع گردید كه دارای قدرت خلاق علمی بودند. تأیید تجربی نظریه انیشتین توجه عموم مردم را به شدّت جلب كرده بود. از این پس دیگر انیشتین مردی نبود كه فقط مورد توجه دانشمندان باشد و بس. به زودی وی نیز همچون زمامداران مشهور ممالك، بازیگران بزرگ سینما و تئاتر شهرت عام به دست آورد.

مسافرتهای انیشتین:


تبلیغات مخالف و حملاتی كه علیه انیشتین می شد موجب گردید كه در تمام ممالك جهان و در همه طبقات اجتماعی توجه عموم مردم به سوی تئوریهای او جلب شود. مفاهیمی كه برای توده های مردم هیچ گونه اهمیتی نداشته است و عامه ایشان تقریباً چیزی از آن درك نمی كردند، موضوع مباحث سیاسی گردید. انیشتین در این زمان، سفرهای خود را آغاز كرد. ابتدا به هلند، بعد به كشورهای چك و اسلواكی، اسپانیا، فرانسه، روسیه، اتریش، انگلیس، آمریكا و بسیاری كشورهای دیگر. اما نكته قابل توجّه این است كه وقتی انیشتین و همسر او به بندرگاه نیویورك وارد شدند با استقبال شدید و تظاهرات پر شوری مواجه شدند كه به احتمال قوی نظیر آن هرگز هنگام ورود یكی از دانشمندان رخ نداده بود.
انیشتین به آسیا و به
كشورهای چین، ژاپن و فلسطین سفر كرده است و این خاتمه سفرهای او بود. در سال 1924 بعد از مسافرتهای متعدد به اكناف جهان، بار دیگر در برلن مستقر گردید. حملات، همچنان بر او ادامه داشت و نظریات او را به عنوان بیان افكار قوم یهود و به سوی فاشیسم می دانستند. به این دلیل انیشتین به شهر پرنیستون در آمریكا می رود. بعد از چندی همسرش الزا در سال 1936 از دنیا می رود و خواهر انیشتین كه در فلورانس بود به شهر پرنیستون نزد برادرش می آید. در همین دوران انیشتین تابیعت كشور آمریكا را می پذیرد. انیشتین در سال 1945 طبق قانون بازنشستگی مقام استادی مؤسسه مطالعات عالی پرنیستون را ترك كرد؛ ولی این تغییر سمت رسمی، تغییری در روش زندگی و كار او به وجود نیاورد وی كماكان در پنیستون به سر می برد و در مؤسسه مذبور تجسّسات خود را ادامه دهد.

آخرین سالهای زندگی انیشتین:


این دوران تجسّس در نیمه انزوای شهر پرنیستون به تدریج با اضطراب و اغتشاش آمیخته می شد. هنوز ده سال دیگر از زندگی انیشتین باقی مانده بود؛ لیكن این دوره ده ساله درست مصادف با هنگامی بود كه عهد بمب اتمی شروع می گردید و بشریت تمرین و آموزش خویش را در این زمینه آغاز می كرد. بنابراین مسأله واقعی كه برای او مطرح شد موضوع چگونگی پیدایش بمب اتمی نبود. با وجود اینكه منظور ما در این جا دادن چشم اندازی مختصر از روابط انیشتین با حوادث بزرگ سیاسی آخرین سالهای زندگی او می باشد، باز هم اگر از دو موضوع اساسی یاد نكنیم همین چشم انداز هم ناقص خواهد بود. یكی از آنها نامه مشهوری است كه وی می بایست برای همكاری، خود را در شوروی بفرشد و دوم شرح وقایعی است كه در اوضاع و احوال فیزیكدانان آمریكایی، خاصه دانشمندان اتمی، در داخل مملكت خودشان تغییر بسیار ایجاد كرد.
اكنون می توانیم به صورت شایسته تری همه آنچه را كه
گهگاه موجب تیره شدن پایان زندگی وی می شد، مشاهده كنیم و سر انجام روز هجدهم آوریل 1955 بزرگترین دانشمند و متفكر قرن بیستم، پیغمبر صلح و حامی و مدافع محنت دیدگان جهان، مردی كه احتمالاً همراه با ناپلئون و بتهوون مشهورتر از همه مردان جهان بوده است، در شهر پرنیستون واقع در ممالك متحده آمریكای شمالی از زندگی و تفكر و مبارزه دست كشید و از دار دنیا رفت.

عکس

دانلود